Adject to me
سخت گیر کرده ام میان تعطیلات دین و دولت
آن قدر که به سر چرخاندنی باید غیبت خورد
مابقی اش هم روزمره گی و نیامدن و ماندن
□
فکر میکنم
که امشب سالگرد کدامین گناه من است
که کابوسش را باید ببینم
کدامین گناه سالهای گذشته ی چنین شبی ؟
فردا صبح که می شود اما فراموشش می کنم
با صدای آلارم بیدار که شدم
همه چیز به فراتر از فراموشی می رود، حتی خودِ امروز
حتی خود تو
و رفتن ات
□
نیمه های شب بیدار می شوم
از ترس و سوز
به روی خودم نمی آورم
آلارم را تا 20 دقیقه بعدتر کوک می کنم
شاید خوابم ببرد
تا صبح نگاهم به در است
تا شاید
□
خواب ماندهام
آری
سالگرد خواب ماندم است…
Posted by
at
20:32:46
Thanks so very much for taking your time to create this very useful and informative site. I have learned a lot from your site. Thanks!! I think you have done an excellent job with your site. I will return in the near future.
You are really talented on writting article,i will come as soon as you update blog.