excess capacity
محو می شود در لحظۀ دعا
طوری که چشمانش دیگر از آنِ خودش نیست
گویی می رود در خلاء، در قعر، در قعرِ هستی ـش
تمام که می شود می نشیند، پشت به آینه و لبخند می زند
1
2
3
.
.
.
□ شما هم می توانید اینگونه باشید
به سادگی دیگرانی که اینگونه اند
و نمی پندارند، زندگی پوچ است
و به سادگی کودکانه شان از آن لذت می برند
درست همانند این مهاجران، که بی آبی، بی برفی
و گرمای ناشایست را برای زیبایی اش باور کردند و مانده اند
و همانند گذشته ام، در تلاشم تا این روزها را که به
ناباوری می گذرند را
خوش باشم
لبخند بزنم، حتی کج و کوله
و با بیداری
طی کنم
از سر بگذرانم
تا شاید روزی ( دوباره )، حتی به دروغ بازهم
تو بیایی
تا آن روز را
هر شب با دلِ آمدنت طی می کنم
حتی به دروغ
واهی
خیالی
موهومی ست اما
لذت بخش است گاهی
گاهی به غروب که می رسم
لبخند می زنم و دل خوش می کنم
که نیامدی اما یک روز به آمدنت نزدیکتر شدم
دل خوش می کنم
همین
طوری که چشمانش دیگر از آنِ خودش نیست
گویی می رود در خلاء، در قعر، در قعرِ هستی ـش
تمام که می شود می نشیند، پشت به آینه و لبخند می زند
1
2
3
.
.
.
□ شما هم می توانید اینگونه باشید
به سادگی دیگرانی که اینگونه اند
و نمی پندارند، زندگی پوچ است
و به سادگی کودکانه شان از آن لذت می برند
درست همانند این مهاجران، که بی آبی، بی برفی
و گرمای ناشایست را برای زیبایی اش باور کردند و مانده اند
و همانند گذشته ام، در تلاشم تا این روزها را که به
ناباوری می گذرند را
خوش باشم
لبخند بزنم، حتی کج و کوله
و با بیداری
طی کنم
از سر بگذرانم
تا شاید روزی ( دوباره )، حتی به دروغ بازهم
تو بیایی
تا آن روز را
هر شب با دلِ آمدنت طی می کنم
حتی به دروغ
واهی
خیالی
موهومی ست اما
لذت بخش است گاهی
گاهی به غروب که می رسم
لبخند می زنم و دل خوش می کنم
که نیامدی اما یک روز به آمدنت نزدیکتر شدم
دل خوش می کنم
همین
آخر عیدست مثلاً
Posted by in 19:45:04